پایگاه خبری و تحلیلی بهزیست آنلاین

Behzist online news and analysis website

۵ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۵۲

شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۵۲

مقنیان تعلیم‌ و تربیت

آموزش‌وپرورش را می‌توان به دشت سرسبز و وسیعی تشبیه کرد که مملو از نهال‌های میوه‌های گوناگون است، نزدیک به ۱۶ میلیون نهال زیبا و در حال رشد! برای مراقبت از این تعداد نهال‌های مثمر، حدود ۷۵۰ هزار باغبان صبور، مهربان و دلسوز در این دشت وسیع، همواره برای مراقبت از این نهال‌ها به‌انتظار آب فراوانی نشسته‌اند که قرار است با وعده‌های رنگارنگ این مقنیان کلنگ به‌دست، از چاه عمیقی که در گوشه‌ای از این دشت سرسبز و حاصل‌خیز کنده شود و آب گوارایی از آن فوران کند، کام تشنه آنان را سیراب یا حداقل از تلف‌شدن‌شان پیشگیری کنند! البته متاسفانه، در سال جاری، حدود ۲۰۰ هزار تن از این باغبانان صبور تعلیم و تربیت، بنا به‌دلایلی که عمدتا تقصیر دولت‌های قبلی بوده است، کاسه صبرشان لبریز شده یا با بی‌تدبیری و اجبار از این بهشت زیبا رانده شده و حتی فرصت مراقبت‌های ظاهری از آنان را نیز از دست داده و این نهال‌ها را یکه و تنها به‌حال خودشان رها کرده‌اند!
تاسف‌بارتر این‌که، هر یک از مقنیان کلنگ به‌دست، که ظاهرا حتی یکبار هم که شده کار یک چاه‌کن حرفه‌ای را از نزدیک ندیده‌اند، پای صحبت او ننشسته‌اند، این کار را تجربه نکرده‌اند و حتی دلو آبی از چاهی که مقنیان برجسته کنده و به‌آب رسیده‌اند، از آن بیرون کشیده‌ و نهالی را آبیاری نکرده و تشنه‌ای را سیراب نکرده‌اند، همواره خود را تنها منجی عرصه تعلیم و تربیت می‌دانند و از فرط خستگی می‌نالند.
هر چند گاهی باغبانان دلسوز این باغ بزرگ، با علاقمندی و دلسوزی خود، هر ازگاهی، سطل آبی به‌پای این نهال‌ های تشنه ریخته‌اند تا مبادا به‌کلی از ریشه خشک شده و از بین بروند، ولی شوربختانه تا کنون انتظارشان بیهوده بوده و آبی از چاه‌های وعده‌داده شده، بیرون نیامده است، چون اغلب یا فرصت‌ و منابع‌شان، زودتر از انتطارشان به‌پایان رسیده است یا جای مناسب و کارشناسی شده‌ای برای حفر چاه انتخاب نکرده‌اند یا گروهی با تلاش‌های شبانه روزی و برای رضای خدا دست‌و پای آنان را بسته و تنها رهایش کرده‌اند یا عمدتا افرادی کلنگ به‌دست گرفته‌اند که اصولاً توانایی این‌کار را نداشته و *در حقیقت این‌ کاره نبودند که نبودند*!
طنزآمیزترین بخش ماجرا هم به‌اظهار نظرهای عجیب و غریب این مقنیان مربوط می‌شود. همه آنان از شدت کار و خستگی مفرط ناشی از کلنگ‌زنی بیهوده می‌نالند و خود را سخت‌کوش‌ترین، متخصص‌ترین، دلسوزترین و اخیراً هم انقلابی‌ترین مقنیان طول تاریخ تعلیم‌وتربیت، حتی طول تاریخ بشریت می‌دانند.
امروز با نگاه به این دشت عظیم و حاصل‌خیز، با نهایت آه و افسوس، تنها چیزی که جلب توجه می‌کند، نه نهال‌های سرسبز و سرزنده و وزش نسیم‌های روح‌نواز، بله چاله‌های فراوانی است که به‌قصد استحصال آب کنده و نیمه کاره رها شده‌اند که با وزش مختصر بادی، طوفانی از گردوخاک برپا می‌شود!
امروز آموزش‌وپرورش مظلوم، مقنی، آن‌هم مقنی ناشی و کارنابلد نیاز ندارد چون اینان ترجیح می‌دهند به‌جای کندن چاه، عملا پایه‌های سست و بناهای نیم‌بند تعلیم‌وتربیت را بر سر باغبانان مظلوم، شریف و بی‌دفاع تخریب کنند.
امروز آموزش وپرورش، به‌جای مقنیان کلنگ به‌دست و افراد کارنازموده، نیازمند فرهیختگان قلم به‌ستی است که با تدبیر و درایت جریان آبیاری نهال‌ها را به‌اهل فن‌ش بسپارند و آموزش‌وپرورش را مدیریت کند، هرچند خوب می‌دانم که در کنار کلنگ به‌دستان فراوان موجود برای اداره کلان کشور، صحبت از فکر و اندیشه و قلم و درایت و مدیریت نیز آب در هاون کوبیدن است!
*احمد عابدینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط